به درون این دریای عجیب انداخت ،
آرامش و سکونش را بر هم زدم و بر سطح آرامش ،
آشوبی از دایره های تودرتو بر پا کردم.
اما چون به اعماق رسیدم،
آرام گرفتم،
مثل همان دریا و پیش از آشوب دایره ها.
بهشت نزدیک است ،
آنجا پشت آن در،
همان اتاقی که درش بسته است اما من کلید را گم کرده ام.
شاید آن را گم نکرده ام بلکه بر قفل دیگری زده
و فراموش کرده ام.